پسرم ارشیاپسرم ارشیا، تا این لحظه: 20 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره
دخترم هانیادخترم هانیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره

یادداشتهای مامان

13 آبان روز دانش آموز....

سلام گل پسرم.....   چند روز پیش یعنی 13 آبان روز دانش آموز بود منم اومدم تا اینجا این روز رو   بهت تبریک بگم خوشگلم . عزیز دل مامان . این روزا درس و مدرسه ی تو   بدجوری مامانی رو مشغول کرده آخه امسال درسهات یه کم سنگین تر از   سالهای قبل هست مخصوصا ریاضی و قرآنتون که خیلی پر محتوا شده و   حجمش خیلی زیاده و باید دقت بیشتری به خرج بدی  . علاوه بر اون چون   گل پسر مامانی جزء شاگرد زرنگا هست به خاطر همین همش در گیر   مسابقات و امتحانات و ارزشیابی های مختلف زیادی هستی و در کنار   همه ی اینها کلاس زبانت هم هست ب...
17 آبان 1394

عاشورا و محرم....

                   سلام فندق های مامانی ....   این روزا روزهای محرم هست و همه یه جور مشغول به عزاداری هستن .                              هفته ی پیش هم تاسوعا و عاشورای حسینی بود و ما هم طبق معمول   هر سال مشغول پختن نذر باباجون و مامان جون بودیم .   روز عاشورا هم رفتیم و مراسم زنجیر زنی و عزاداری رو نگاه کردیم و اسب   و شترهایی رو که آورده بودن ... ...
9 آبان 1394

دندون درد هانیا.....

سلام هانیای خوشگلم.... اومدم تا بهت بگم این روزا تو همش از دندون درد می نالیدی . همش گریه میکردی و میگفتی که دندونم درد میکنه   من و بابایی هم تصمیم گرفتیم که ببریمت پیش دندون پزشک تا دندوناتو واست درست کنه. به خاطر همین مامانی زنگ زد به خاله شیوا تا برات از دکتری که دندونای امیر ارسلان رو درست کرده بود وقت بگیره . خاله شیوا هم دستش درد نکنه پرسیده بود گفته بودن که باید حضوری بیاد و نوبت بگیره . بابایی هم ساعت 2/5 رفته بود و نوبت گرفته بود بهش گفتن که ساعت سه بیارش برای معاینه . منم هانی گلی رو بردم اونجا بابایی هم همونجا منتظرمون بود دکتر وقتی معاینه کرد ...
15 مهر 1394

شروع مدرسه ها....

سلام پسر گلم.... پسر گلم جونم واست بگه که دیگه زمان استراحت و تفریح و خوش   گذرونیت تموم شد و دوباره پاییز اومد و مهر شروع شد و با خودش کلی   درس و مشق و امتحان آورد . تو هم امسال کلاس چهارم هستی و درس   ریاضی کلاس چهارم امسال خیلی سنگین و پر حجم شده . جوری که   معلم ها هم شاکی شدن از نداشتن وقت کافی برای این حجم کتاب.   خلاصه که خوشگلم امسال باید تلاشتو بیشتر کنی و یه کم دست از   بازیگوشی هات برداری و بچسبی به درسهات . میدونم که تو همیشه   شاگرد ممتاز مامان بودی و هستی نفسم ولی بازم باید دقتتو بیشتر کنی  ...
7 مهر 1394

این روزهای هانیا گلی....

سلام عروسک مامان...   اومدم بهت بگم که هانیا خانم این روز ها داری بزرگ و بزرگ تر میشی و   خوشگل و خوشگل تر ....   جونم واست بگه که عروسکم .. این روزا تو همش سرگرم بازیهای دخترونه ی خودت هستی و کلی هم ذوق میکنی .   بادوست خیالی ای که برای خودت ساختی و خودت اسمشو گذاشتی آجیلا میرین عروسی و مهمونی و تفریح ...   با دختر خیالی ای که خودت اسمشو گذاشتی هانا  کلی با دخترت وقت میگذرونی و ذوق میکنی و هی میای به من میگی مامان الان هانا رو بردم حمام . مامان الان هانا از خواب بیدار شد . مامان دارم برای هانا غذا درست میکنم آخه میگ...
31 شهريور 1394

شهر بازی رفتن قند عسلام....

             سلام قند عسلای مامان.... بالاخره فرصتی جور شد و شما رو بردیم شهر بازی .... مامانی با عمه مهشید قند عسلا رو بردیم شهر بازی و اونجا کلی خوش گذروندین البته این شهربازی کادوی ارشیا گلی بود ولی خوب هانی گلی هم در کنار ارشیا گلی کلی بازی کرد ..... اونجا خیلی به شما خوش گذشت و کلی بازی کردین و خوش گذروندین و ورجه وورجه کردین و من و عمه مهشید هم پشت سر شما ها میدویدیم و ما خسته شده بودیم ولی شما نمیدونستین خستگی چیه ... خلاصه که ما از ساعت 9 صبح تا ساعت 2 بعد از ظهر اسیر شما دوتا وروجک بودیم ... گل پسر مامانی هم بیشتر بازیهای کامپیوتری رو انتخاب...
30 شهريور 1394

تولدت مبارک گل پسرم....

                                    سلام گل پ سرم تولدت مبارک خوشگلم .....   الهی که مامان فدات بشه با یه کم تاخیر اومدم تا تولدت رو به تو گل پسر   خوشگلم تبریک بگم . انشالله تولد صدو بیست سالگیت رو جشن بگیری نفسم البته دیگه اون موقع مامانی نیست که بهت تبریک بگه عزیزم....     عزیز دل مادر مامانی و بابایی تصمیم داشتن برات امسال جشن تولد   مفصلی بگیرن ولی خوب تولد تو افتاد با عروسی عمو مهدی...
22 شهريور 1394

عروسی عمو مهدی....

خوشگلای مامانی سلام.... هفته پیش عروسی عمو مهدیتون بود و با خوبی و خوشی هم بر گزار شد و به شما جوجوهای مامان هم خیلی خوش گذشت . عروسی خوبی بود و بالاخره عمو مهدیتون هم سر و سامون گرفت و زندگی جدیدشو شروع کرد اگرچه از ما دورن و چابهار زندگی میکنن ولی امیدوارم که هر جا هستن همیشه شاد و موفق باشن و سالیان سال در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی کنن .   خوب الان عکس کارت عروسیشونو براتون میزارم  تا به عنوان یادگاری بمونه از اون روز خوب تا بعد ها که بزرگ شدین یه یادگاری از این عروسی داشته باشین البته عکساتون هنوز دست عکاس هست هر وقت به دستم رسید حتما اونا رو هم براتون میزارم.....   ...
27 مرداد 1394

روز چپ دست ها ....

                     سلام پسر خوشگل مامان .... چند روز پیش روز پیش روز جهانی چپ دست ها بود . من چون درگیر عروسی عمو مهدی بودم نتونستم بیام و پیام تبریک رو برات بزارم . الهی که مامانی فدات شه روزت مبارک باشه عزیزم ... البته این روز رو باید هم به تو هم به بابایی و هم به خودم  تبریک بگم عزیزم روز هر سه تامون مبارک .... الهی که من فدای اون چپ دستیت بشم خوشمزه ی مامانی.....                     &nbs...
27 مرداد 1394